نظريات مشورتي كميسيون قضايي و حقوقي
سازمان قضايي نيروهاي مسلح
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان قزوين
سؤال: با عنايت به ماده (6) قانون اصلاح پارهاي از قوانين دادگستري مصوب 1356، آيا در مورد محكوميت به اضافه خدمت به فرض اين كه محكوميت قبل از لازمالاجرا شدن قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح مصوب 82 باشد نيز، مي توان به استناد اين ماده درخواست تخفيف كرد يا خير؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
1_ دايره شمول و قلمرو ماده (2) قانون مجازات جرايم ن.م با ماده (6) قانون اصلاح پارهاي از قوانين دادگستري متفاوت است. ماده (2) ناظر بر زمان صدور رأي توسط دادگاه بوده كه وفق مقررات ماده مرقوم، دادگاه نظامي مكلف است در مواردي كه مجازات جرمي در اين قانون ذكر شده به استناد اين قانون حكم صادر و به موجب همين قانون نيز اعمال تخفيف و تبديل کند. ليكن ماده (6) قانون اصلاح پارهاي از قوانين دادگستري ناظر به زمان بعد از صدور حكم محكوميت متهم بوده كه براساس مقررات ماده مزبور، درصورتي كه دادستان از حکم صادرشده درخواست تجديدنظر نكرده باشد، محكوم عليه مي تواند با مراجعه به دادگاه صادر كننده حكم، ضمن اسقاط حق تجديدنظر خواهي و يا استرداد درخواست تجديدنظر، تقاضاي تخفيف در مجازات خود بکند. به عبارت ديگر ماده (6) امتياز خاص و تخفيف ويژهاي را به محكومعليه، با رعايت شرايط مذكور در ماده اعطا نموده است.
فلذا اجراي مقررات ماده (2) قانون مجازات جرايم ن.م، تداخل و يا تعارضي با اجراي ماده (2) قانون اصلاح پارهاي از قوانين دادگستري كه رأي وحدت رويه شماره 661_ 22/7/82 هيأت عمومي ديوانعالي كشور آن را قابل اعمال و اجرا دانسته، نداشته و هر يك از اين مواد در قلمرو خاص خود قابل اجرا هستند.
2_ تخفيف مجازات در حدود مقررات ماده (6) قانون اصلاح پارهاي از قوانين دادگستري مصوب 56 بلامانع است.
مرجع استعلام: دادستان دادسراي نظامي همدان
سؤال: با توجه به ماده (18) ق.آ.د.ك، دادگاه هاي عمومي و انقلاب، ضابطين دادگستري در جرايم مشهود چه كساني هستند ورسيدگي به جرايم ارتكابي توسط آنان، در صلاحيت كدام مرجع قضايي است؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
1_ با عنايت به مقررات مواد (15) قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري و (19) قانون آيين دادرسي كيفري 1290، ضابطين دادگستري مأموراني هستند كه تحت نظارت و تعليمات مقام قضايي در كشف جرم و بازجويي مقدماتي و حفظ آثار ودلايل جرم و جلوگيري از فرار و مخفيشدن متهم اقدام ميكنند و در اين مورد تفاوتي بين جرايم مشهود و غير مشهود وجود ندارد.
2_ در صورتي كه ضابطين دادگستري هنگام اجراي دستورات مقام قضايي و در ارتباط با وظايف ضابط بودن خود مرتكب جرميشوند، جرم در مقام ضابط تلقي و در محاكم عمومي رسيدگي ميشود. ليكن درمواردي كه اقدامات مأمورين در اجراي دستور مقام قضايي و تحت نظارت وتعمليات وي نباشد، جرايم ارتكابي با توجه به صلاحيتهاي ذاتي و اضافي سازمان قضايي در اين مرجع رسيدگي ميشود.
مرجع استعلام: بازپرس شعبه دهم دادسراي نظامي تهران
سؤال:
الف_ اگر دادسرا در حين رسيدگي به دلايل، با درخواست اتيان سوگند از طرف شاكي روبه رو شود، چه تكليفي دارد؟ آيا در چنين موردي مي توان پرونده را براي اجراي تشريفات قانوني لازم مستقيماً به دادگاه فرستاد يا اين كه بايد با قرار مجرميت و كيفرخواست پرونده به دادگاه ارسال شود تا ضمن رسيدگي ماهوي به درخواست اتيان سوگند نيز رسيدگي شود؟ استناد قانوني اقدامات فوق چيست؟
ب _ آيا دادسرا مي تواند بدون توجه به درخواست شاكي قسم را از اعداد دلايل خارج و قرار منع تعقيب صادر نمايد تا پس از اعتراض شاكي به قرار منع تعقيب و ارسال پرونده به دادگاه به درخواست اتيان سوگند نيز رسيدگي شود؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
«قسامه در اموركيفري فقط در موارد مخصوص در قانون با ترتيبات خاص خود قابل اعمال است و چنانچه در دادسرا تنها دليل اثبات اتهام، اتيان سوگند باشد دادسرا بايد بدون اظهارنظر به مجرميت يا منع تعقيب، پرونده را با گردشكار جهت رسيدگي و صدور حكم به دادگاه صالح ارسال نمايد.»
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان سيستان و بلوچستان
سؤال:
در پروندهاي در تاريخ 27/11/73 رأي به پرداخت يك ديه كامل صادر كه رأي مزبور در تاريخ 12/2/74 به تأييد ديوانعالي كشور ميرسد كه به لحاظ دادخواست اعسار محكوم عليه در تاريخ 20/11/77 اعسار محكوم عليه پذيرفته و رأي به پرداخت ديه از بيت المال صادر ميشود. مدير كل دفتر ارتباط با قوه مجريه وزارت دادگستري در تاريخ 14/7/83 طي شرحي اعلام نموده ملاك محاسبه ديه بر پايه تاريخ قطعيت دادنامه و پرداخت بر پايه سه ميليون ريال است. اولياي دم به لحاظ ناچيز بودن مبلغ از دريافت آن خودداري مي کنند. مينمايند حال با توجه به شرح فوق در خصوص نحوه اقدام دادسرا تقاضاي ارشاد شده است.
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
با عنايت به بخشنامه شماره12941/78/1 مورخ 8/12/78 رياست محترم قوه قضاييه ملاك محاسبه ديه، تاريخ پرداخت آن است و فرقي نميكند ك پرداخت كننده، شخص محكومعليه باشد يا بيتالمال.
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان آذربايجان غربي
سؤال:
آيا منظور از تعليق از شغل، موضوع ماده (124) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح، همان انفصال موقت از خدمت است يا متهم صرفاً از داشتن شغل و برخورداري از مزاياي شغل مورد تصدي، محروم خواهد شد و اين محروميت به اصل خدمت تسري ندارد؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
منظور از تعليق از شغل اين است كه از ادامه خدمت يا اشتغال متهم تا زمان صدور رأي قطعي جلوگيري ميشود، ليكن رابطه استخدامي وي با يگان مربوط قطع نشده و از لحاظ وضعيت خدمتي و دريافت حقوق حسب مورد مشمول مقررات قوانين استخدامي نيروهاي مسلح يا ماده (124) قانون مجازات جرايم ن.م، خواهد بود.
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان آذربايجان غربي
سؤال:
چنانچه شخصي در رابطه با اتهام ارتشا يا اختلاس پس از صدور كيفر خواست از خدمت معلق شود؛ ليكن دادگاه اتهام مندرج در كيفرخواست را رد و متهم را تحت عناوين ديگري از قبيل تحصيل مال از طريق نامشروع و يا دخل و تصرف در اموال توقيفي و... محكوم کند، با توجه به اين كه موضوع كاشف از اين است كه تعليق سابق كه به لحاظ ارتشاء يا اختلاس توسط دادسرا اعمال شده بهطور صحيح صورت نگرفته، تكليف ايام تعليق چه خواهد بود؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
چنانچه دادگاه اتهام اختلاس يا ارتشاي مصرحه در كيفرخواست را تغيير داده و موضوع را مشمول عنوان اتهامي ديگري كه وضعيت تعليق از شغل براي آن پس از صدور كيفرخواست پيش بيني نشده باشد، بداند پس از صدور رأي قطعي با توجه به اين كه اتهامي كه موجب شده متهم از شغل خود معلق شود، موضوعاً منتفي شده است، لذا با عنايت به مفهوم و ملاك قسمت اخير ماده (124) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح، آثار و تبعات تعليق از شغل نيز به تبع انتفاء موضوع مرتفع ميشود و از لحاظ وضعيت خدمتي نيز حسب مورد برابر مقررات قوانين استخدامي ن.م، با متهم رفتار خواهد شد.
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان همدان
سؤال:
با توجه به ماده (25) فصل ششم قانون آيين دادرسي كيفري در ارتباط با تشكيل محاكم جنايي، آيا حضور دادستان يا جانشين يا نماينده وي در جلسات دادرسي دادگاه هاي نظامي، الزامي است يا اختياري؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
با عنايت به ماده(25) فصل ششم قانون آيين دادرسي كيفري مصوب مرداد1337، درمحاكمات جنايي، دادگاه با حضور دادستان يا نماينده او تشكيل ميشود.
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان بوشهر
سؤال:
با عنايت به بند "ح" ماده (1) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح افرادي كه مراحل گزينشي نيروهاي مسلح را طي کرده مثلاً از طريق گزينش سپاه، تأييد و سپس در صندوقهاي قرضالحسنه سپاه يا بسيج به كارگرفته ميشوند، ليکن حقوق و مزايا و قرارداد آنان تابع قانون كار و بيمههاي تأمين اجتماعي است، آيا رسيدگي به جرايم حين خدمت آنان در صلاحيت سازمان قضايي نيروهاي مسلح است يا خير؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
بند "ح" ماده (1) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح ناظر به كساني است كه به طور موقت در خدمت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران هستند و طبق قوانين استخدامي نيروهاي مسلح، در مدت مزبور از اعضا نيروهاي مسلح محسوب مي شوند مانند كاركنان پيماني كه خدمت پيماني خود را به صورت نظامي يا كارمندي برابر مقررات استخدامي نيروهاي مسلح انجام مي دهند. لذا آن دسته از كاركنان صندوقهاي قرضالحسنه نيروهاي مسلح كه حقوق و مزايا و قرارداد آنان، قانون كار و بيمه هاي اجتماعي بوده نظامي محسوب نميشوند و رسيدگي به جرايم در حين خدمت آنان در صلاحيت دادسراها و دادگاه هاي نظامي نيست.
مرجع استعلام: دادستان نظامي استان قزوين
سؤال:
مواد (3)، (4) و(5) قانون مجازات جرايم ن.م، نحوه و چگونگي تخفيف و تبديل مجازات را معين کرده، خصوصاً در مورد تخفيف مجازات حبس، دادگاه ميتواند حداكثر تا 3/1، حداقل مجازات قانوني را تخفيف دهد مستدعي است ارشاد فرماييد چنانچه يك نظامي درخصوص اتهامات مندرج در اين قانون معاونت كرده باشد با توجه به ماده (726) ق.م.ا، آيا دادگاه ميتواند كمتر از حداقل مجازات قانوني، حكم به حبس دهد يا نه ؟ در صورت مثبت بودن جواب آيا تخفيف مجازات تابع قواعد و مقررات قانون مجازات جرايم ن.م، مي شود يا خير؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
تخفيف يا تبديل مجازات معاونت در جرايم مندرج در قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح، برابر مقررات مواد (3)، (4)، (5) و (7) قانون مزبور خواهد بود.
مرجع استعلام: رياست بازرسي ساعس ناجا _ اداره حقوقي و امور قضايي
سؤال:
با عنايت به ماده (85) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح، آيا افت قيمت ناشي از نقص واردشده به اموال دولتي جز خسارات واردشده محسوب مي شود و قابل مطالبه است يا خير؟
نظريه كميسيون قضايي و حقوقي:
با عنايت به ماده (2) قانون رسيدگي به خسارات ناشي از تصادفات رانندگي مصوب سال 1345، خسارت واردشده به وسيله نقليه موتوري اعم است از هزينه تعمير و كسر قيمتي كه در نتيجه تصادف حاصل ميشود. بنابراين، چنانچه مجموع خسارت بالغ بر مبلغ ده ميليون ريال باشد موضوع وفق ماده (85) قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح مستوجب تعقيب كيفري است.