پاسخ به سؤالات قضايي مربوط به دادسرا
معاونت آموزش قوه قضاييه
صلاحيت در دادگاه كيفري استان
سؤال: قسمت اول: اگر پروندهاي به اين فرض كه رسيدگي به آن در صلاحيت دادگاه كيفري استان است (مثلاً زناي محصنه و لواط) در اين دادگاه مطرح و مشخص شود كه جرم در صلاحيت دادگاه كيفري استان نيست( مثلاً جرم در حد رابطه نامشروع بوده است) آيا دادگاه كيفري استان ميتواند رسيدگي كرده و حكم صادر كند؟ در صورت جواب مثبت، نحوه تجديدنظر و مرجع آن كدام است؟
قسمت دوم: در صورتيكه پرونده با اين فرض كه در صلاحيت دادگاه عمومي كيفري است، در اين دادگاه مطرح شود سپس مشخص شود كه جرم در صلاحيت دادگاه كيفري استان است (مثلاً زناي محصنه و لواط)، تكليف دادگاه در صدور رأي چيست؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: در مواردي كه موضوع تحت عنوان لواط يا زناي مستوجب رجم يا اعدام مستقيماً در دادگاه كيفري استان مطرح ميشود، چنانچه دادگاه مذكور پس از تحقيقات و رسيدگي لازم لواط يا زناي مستوجب رجم يا اعدام را احراز نكند و از اين حيث متهم را تبرئه كند بايد نسبت به جرايم منافي عفت ديگري كه احراز ميشود (مثل رابطه نامشروع) حكم قضيه را صادر كند و تجديدنظر خواهي از اين رأي هم با توجه به اطلاق تبصره4 ماده(20) قانون اصلاحي در ديوانعالي كشور صورت ميپذيرد.
نظريه اقليت: اگر عنوان قانوني جرم تعيير كند، دادگاه صلاحيت قانوني خود را از دست ميدهد و صلاحيت را با استدلال و ملاك گرفتن نميتوان تغيير داد و تغيير صلاحيت نياز به نص دارد؛ پس در اين مورد نيز دادگاه كيفري استان با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را براي صدور كيفر خواست به مرجع قضايي حوزه مربوطه ارسال ميدارد.
در مورد قسمت دوم سؤال نيز بايد گفت دادگاه عمومي كيفري با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را مستقيماً به دادگاه كيفري استان ارسال ميدارد. چون اولاً دادگاه عمومي كيفري صلاحيت رسيدگي ندارد. ثانياً اين دادگاه با يك عضو رسيدگي ميكند. در حالي كه دادگاه كيفري استان با پنج عضو، لذا جهت تعيين هرچه بيشتر حقوق متهم بايد پرونده به دادگاه كيفري استان ارسال شود.
صدور قرار تأمين در دادگاه كيفري استان
سؤال: در پروندههاي موضوع جرايم مشمول حد زنا (با عنواني كه قابل طرح در دادگاه كيفري استان است) و لواط اگر نياز به صدور قرار تأمين باشد، آيا اين قرار بايستي به امضاي كليه اعضا (پنج دادگاه كيفري استان) باشد يا يكي از اعضا؟
پاسخ: صدور قرار، يك تصميم قضايي است كه از سوي دادگاه اتخاذ ميشود و بايستي به امضاي كليه اعضا (پنج عضو) برسد. (درصورت عدم توافق، تصميم اكثريت ملاك است) اما در مواردي كه امري به تبع صدور تصميم قضايي انجام ميپذيرد مثلاً صدورنامه انتقال متهم به زندان، چون به تبع قرار مقتضي صادر شدهاست لازم نيست كليه اعضا آن را امضا كنند و امضاء رئيس دادگاه يا عضو عليالبدل كافي است.
قابليت اعتراض قرار بازداشت صادرشده از دادگاه كيفري استان
سؤال: قرار بازداشت موقت صادرشده از دادگاه كيفري استان قابل اعتراض است يا خير؟ و مرجع رسيدگي به اعتراض كجاست؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: طبق اصول پذيرفته شده در قوانين مربوط به آييندادرسي كيفري قرار بازداشت قابل اعتراض است تا حق متهم رعايت شده و تضييع نشود. اگر طبق قانون سابق، قرار دادگاه در امر جنحه قابل اعتراض نبود، به اين علت بود كه قرار صادرشده در مقام دادرسي صادر شدهبود اما قرار بازداشت موقت صادرشده از سوي دادگاه كيفري استان در مقام تحقيقات مقدماتي صادر ميشود و قابل اعتراض است و مرجع آن نيز ديوانعالي كشور است.
نظريه اقليت: قانونگذار با صراحت فقط قرار بازداشت موقت صادرشده از سوي بازپرس را در صورت تاييد دادستان، قابل اعتراض در دادگاه صالح دانسته است پس قرار بازداشتي را كه دادگاه كيفري استان صادر ميكند قابل اعتراض نيست.
مرجع رسيدگي و تحقيقات در جرايم مهم
سؤال: در مواردي كه محل وقوع جرايم مذكور در تبصره 3 ماده(3) قانون اصلاحي، شهرستان غيرمركز استان باشد كه در آنجا دادگاه كيفري استان وجود ندارد، كدام مرجع حق رسيدگي و تحقيقات مقدماتي را دارد؟
پاسخ: دادسراي شهرستان غيرمركز، همانند دادسراي شهرستان مركز نميتواند تحقيقات مقدماتي را انجام دهد و بايستي تحقيقات از سوي خود دادگاه كيفري استان صورت گيرد. اگر طبق تبصره 3 اضافه شده به ماده(20) قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب به منظور تسهيل و تسريع در امر دادرسي، دادگاه كيفري استان در شهرستان محل وقوع جرم توسط رئيس قوه قضائيه ايجاد شدهباشد نيز تحقيقات مقدماتي از سوي اين دادگاه صورت ميگيرد.
نصاب اعضا دادگاه كيفري استان در تحقيقات مقدماتي جرايم مهم
سؤال: طبق تبصره 3 ماده(3) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب پروندههايي كه موضوع آنها جرايم مشمول حد زنا و لواط است مستقيماً در دادگاههاي مربوط از جمله دادگاه كيفري استان مطرح ميشود. سؤال اين است كه در صورت طرح موضوع در دادگاه كيفري استان تحقيقات مقدماتي اين جرايم توسط پنج عضو دادگاه صورت ميپذيرد و يا توسط يكي از اعضا؟
پاسخ: مطابق قانون، تحقيقات مقدماتي بعضي از جرايم به شرح فوق بهعهده دادگاه قرار گرفته است. لذا در دادگاه كيفري استان انجام تحقيقات با حضور كليه اعضا توسط رئيس دادگاه صورت ميگيرد.
مرجع حل اختلاف بين دادگاه عمومي و كيفري استان
سؤال: حل اختلاف بين دادگاه عمومي كيفري و دادگاه كيفري استان درخصوص تشخيص نوع جرم براي تعيين صلاحيت به عهده كدام مرجع است؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: با توجه به اين كه دادگاه كيفري استان در مقام رسيدگي بدوي با دادگاه عمومي اختلاف پيدا كرده است لذا نظر آن دادگاه براي دادگاه عمومي لازمالاتباع نيست. بنابراين در صورت اختلاف بين دو دادگاه مذكور در سؤال، مرجع حل اختلاف ديوانعالي كشور است.
نظريه اقليت: با توجه به ملاك ماده(30) قانون جديد آيين دادرسي مدني نظر دادگاه كيفري استان چون يك مرجع بالاتر است، براي دادگاه عمومي لازم الاتباع است.
مرجع رسيدگي به جرم معاونت در ارتكاب زنا يا لواط
سؤال: رسيدگي به جرايم معاونين جرم زناي محصنه و لواط كه در دادگاه كيفري استان رسيدگي ميشود در صلاحيت كدام مرجع است؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: طبق ماده(56) قانون آييندادرسي كيفري شركاء و معاونين جرم در دادگاهي محاكمه ميشوند كه صلاحيت رسيدگي به اتهام مجرم را دارد نظر به اينكه معاونت مصاديق مختلفي دارد، باعنايت به تبصره 3 ماده(3) قانون اصلاحي تحقيقات مقدماتي و رسيدگي به اتهام معاون در فرض سؤال، با دادگاه كيفري استان است.
نظريه اقليت: در جرايم مذكور چون داراي يك عنوان مستقل جزايي (مانند قوادي) است در صلاحيت دادگاه عمومي جزايي است، لذا پس از تحقيقات مقدماتي دادسرا با صدور كيفرخواست در دادگاه عمومي رسيدگي ميشود.
مرجع رسيدگي به جرم قاچاق با مجازات اعدام
سؤال: چنانچه مجازات جرم قاچاق، اعدام باشد رسيدگي با دادگاه انقلاب است يا دادگاه كيفري استان؟
پاسخ: با توجه به ماده(5) قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 73 و اصلاحات والحاقات بعدي كه كليه جرايم مربوط به قاچاق و مواد مخدر را در صلاحيت دادگاههاي انقلاب اسلامي قرار داده و رأي وحدت رويه شمـــاره 664-30/10/1382 به اين مضمون كه عليرغم اصلاحات والحاقات مورخ 28/7/1381 اين ماده، كماكان به قوت خود باقي بوده و تغيير حاصل نكرده است، و تبصره ذيل ماده(4) قانون اصلاح قانون مرقوم صرفاً در مقام ايضاح ماده مربوطه است، به ماده بعد از خود كه به طور واضح صلاحيت دادگاههاي انقلاب اسلامي را احضاء كرده است، ارتباط ندارد. لهذا مقررات تبصره يك الحاقي بهماده(4) قانون ياد شده كه به موجب آن رسيدگي به جرايمي كه مجازات قانوني آنها اعدام است، در صلاحيت دادگاههاي كيفري استان است، منصرف از موارد صلاحيت ذاتي دادگاههاي انقلاب اسلامي است.
بنابراين اگر در جرايم موضوع ماده(5) قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب از جمله جرم قاچاق حتي منجر به حكم اعدام شود، رسيدگي با دادگاه انقلاب خواهد بود.
مرجع رسيدگي مجدد آراي دادگاه كيفري استان پس از نقض
سؤال: اگر راي دادگاه كيفري استان در ديوان عالي كشور نقض شود، رسيدگي مجدد در كجا انجام ميشود؟
پاسخ: بهموجب ماده (266) قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1378، مرجع رسيدگي پس از نقض رأي در ديوانعالي كشور، حسب مورد همان شعبه دادگاه كيفري استان يا شعبه دادگاه هم عرض آن است.
چگونگي تشخيص جرايم به منظور طرح در دادگاه عمومي و كيفري استان
سؤال: در جرايمي كه بايد مستقيماً در دادگاه مطرح شود تشخيص اين كه بايد در كيفري استان يا عمومي محل مطرح شوند؛ چگونه است؟
پاسخ: در صورتي كه عنوان اتهام ناظر به صلاحيت دادگاه كيفري استان باشد، در دادگاه كيفري استان؛ والاّ در دادگاه عمومي محل مطرح ميشود.
امكان رسيدگي به دعاوي كيفري در شعب حقوقي
سؤال: آيا شعبه حقوقي در غياب رئيس يا دادرس شعبه كيفري ميتواند به پروندههاي آنها رسيدگي كند؟
پاسخ: ارجاع اوليه در صورت ضرورت بلامانع است اما كسر پرونده ارجاع شده به شعبه دادگاه وارجاع مجدد آن به شعبه ديگر وجاهت قانوني ندارد؛ چون عليالاصول گرفتن پرونده از شعبهاي و دادن آن به شعبه ديگر ممنوع است. ارجاع اوليه نيز بنا به ضرورت با درنظر گرفتن ماده (4) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب و ماده (5) آيين نامه اجرايي قانون يادشده ممكن است.
تعارض صلاحيت دادگاه عمومي وشوراي حل اختلاف در رسيدگي به برخي جرايم
سؤال: بعضاً صلاحيت دادگاه عمومي رسيدگي به جرايم كم اهميت با صلاحيت شوراهاي حل اختلاف معارض است؛ يعني دو مرجع صالح شناخته شدهاند در اين موارد در دادگاه عمومي چه تصميمي گرفته ميشود؟
پاسخ: با توجه به مؤخر بودن قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب نسبت به قانون برنامه سوم توسعه كه قانون لاحق از اين لحاظ قلمرو صلاحيت شوراهاي حل اختلاف را محدود كردهاست، لذا بايد وفق قانون اصلاحي عمل شود.
مقام تصميم گيري در اخذ وجه الكفاله يا ضبط وثيقه
سؤال: دستور اخذ وجهالكفاله يا ضبط وثيقه در دادسرا با چه كسي است؟ آيا چنين اقدامي قائم به شخص مقام مزبور است يا معاون مربوطه نيز مجاز به اتخاذ تصميم است؟
پاسخ: با توجه به اينكه در قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب چنين اختياري به دادستان داده نشده است و به موجب ماده(140) قانون آييندادرسي كيفري اخذ وجه الكفاله و ضبط وثيقه با دستور رئيس حوزه قضايي مجازاست، لذا مفاد ماده (140) قانون مرقوم لازمالرعايه است.
در رابطه با قسمت دوم سؤال:
نظريه اكثريت: پاسخ مثبت است و معاون رئيس حوزه قضايي داراي همان اختيار اشاره شدهاست.
نظريه اقليت: معاون نميتواند اقدام كند مگر در غياب رئيس حوزه قضايي كه در اين صورت براي رفع مشكلات عملي معاون يا قائم مقام ميتواند اقدام كند.
ضرورت حضور دادرس در دادگاه كيفري استان در غياب رئيس دادگاه
سؤال: در دادگاه كيفري استان تشكيل جلسه بدون حضور رئيس دادگاه و با حضور مستشار به جاي او ممكن است؟
پاسخ: درصورت نبودن رئيس، دادرس عليالبدل ميتواند تركيب دادگاه را از حيث تعداد اعضا تكميل كند و بهنظر ميرسد با حضور دادرس و مستشاران، تصري دادگاه با عضو ارشد خواهد بود.
مرجع رسيدگي به اتهام طفل
سؤال: اگر طفلي مرتكب يكي از جرايم موضوع ماده (5) قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب كه مستلزم مجازات اعدام يا حبس دائم است شود، رسيدگي در صلاحيت چه مرجعي است؟
پاسخ: رسيدگي به جرايم اطفال (كساني كه به سن بلوغ شرعي نرسيدهاند _ تبصره 1 ماده 219 قانون آيين دادرسي كيفري) در صلاحيت دادگاه اطفال است و نوع جرم تأثيري در صلاحيت ندارد. ولي اشخاص بالغي كه كمتر از هجده سال دارند (تبصره ماده 220 قانون آيين دادرسي كيفري) چنانچه مرتكب يكي از جرايم موضوع تبصره ماده (4) قانون اصلاحي شوند، رسيدگي به آن در صلاحيت دادگاه كيفري استان است.
ادامه دارد