رأي وحدت رويه ديوانعالي كشور
ارتشا از جرايم مستوجب تعزير است نه مجازات بازدارنده
پرونده وحدت رويه رديف: 83/6 هيأت عمومي
بسمه تعاليمحضر مبارك حضرت آيت الله مفيد دامت بركاته
رياست محترم ديوان عالي كشوربا سلام و تحيت به استحضار ميرساند:
قائم مقام رئيس كل دادگستري استان اصفهان با ارسال نامهاي به ضميمه دوفقره دادنامه صادره از دادگاههاي تجديدنظر استان كه در موضوع واحدي دو رأي متفاوت اصدار يافته است, تقاضاي طرح در هيأت عمومي ديوانعالي كشور را نموده, از آنجا كه پس از بررسي, موضوع قابل طرح تشخيص داده شد ابتداء خلاصهاي از جريان هر دو پرونده منعكس سپس اظهار نظر مينمايد.
1_ در پرونده كلاسه 76/476/ع11 اداره امور اقتصادي و دارايي اصفهان عليه فردي بنام علي... به عنوان اخذ رشوه طرح شكايت نموده و پرونده به شعبه يازدهم دادگاه عمومي اصفهان ارجاع, دادگاه مزبور پس از رسيدگي طي دادنامه شماره 2371- 6/11/1380 چنين مبادرت به انشاء رأي نموده است:
«نظر به اينكه از زمان اولين اقدام تعقيبي مدتي بيش از 5 سال گذشته و پرونده تاكنون منتهي به صدور حكم نشده است, بنابراين به واسطه شمول مرور زمان مستنداً به بند ب ماده 173 قانون آيين دادرسي كيفري مصوب سال 1378 ناظر به مجازات مقرر در ماده 588 قانون مجازات اسلامي قرار موقوفي تعقيب صادر و اعلام ميگردد.»
رأي صادره به درخواست اداره شاكي تجديدنظرخواهي شده و در شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان اصفهان مورد رسيدگي قرار گرفته و طي دادنامه شماره 943 مورخ 25/7/1381 بدين شرح انشاء رأي نموده است: اعتراض تجديدنظر خواه نسبت به رأي شماره 2371-6/11/1380 صادره از شعبه 11 دادگاه عمومي اصفهان كه متضمن موقوفي تعقيب تجديدنظر خوانده آقاي علي... از اتهام اخذ رشوه به علت مرور زمان ميباشد وارد است زيرا تنها جرايمي كه مجازات قانوني آنها از نوع بازدارنده يا اقدامات تأميني و تربيتي باشد مشمول مقررات ماده 173 قانون آيين دادرسي كيفري و مرور زمان ميباشند و نظر به اينكه طبق ماده 16 قانون مجازات اسلامي و تبصره1 ماده 2 قانون آيين دادرسي كيفري جرم ارتشاء فعل حرام بوده كه مجازات آن شرعاً از نوع تعزيري ميباشد لذا مشمول مقررات ماده 173 قانون مذكور و مرور زمان نيست. بنابراين، مستنداً به بند 2 از شق "ب" ماده 257 قانون آييندادرسي كيفري با نقض قرار بدوي پرونده جهت ادامه رسيدگي به دادگاه بدوي اعاده ميشود.
2_ در پرونده كلاسه 825/75/11ع سرپرستي بانك سپه اصفهان عليه افرادي به نامهاي پرويز...، اصغر...، محمد حسن... و... به عنوان تصرف غيرقانوني در اموال دولتي و پرداخت رشوه شكايت نموده و پرونده به شعبه يازدهم محاكم عمومي اصفهان ارجاع, دادگاه مزبور پس از رسيدگي طي دادنامه شماره 2422 – 9/12/1380 چنين مبادرت به انشاء رأي نموده است:
«نظر به اينكه از زمان اولين اقدام تعقيبي مدتي بيش از 5 سال گذشته و پرونده تاكنون منتهي به صدور حكم نشده است, بنابراين به واسطه شمول مرور زمان و مستنداً به بند "ب" از ماده 173 قانون آييننامه دادرسي كيفري مصوب 1378 ناظر به مجازاتهاي مقرر در مواد 588 و 590 و 592و 598 قانون مجازات اسلامي قرار موقوفي تعقيب قضيه صادر و اعلام ميگردد.»
رأي صادره به درخواست اداره شاكي تجديدنظرخواهي شده و در شعبه هشتم دادگاه تجديدنظر استان اصفهان مورد رسيدگي قرار گرفته و طي دادنامه شماره 465 مورخ 2/4/1381 به شرح ذيل انشاء رأي نموده است: درخصوص تجديدنظرخواهي سرپرستي بانك سپه اصفهان نسبت به دادنامه شماره 2422-9/12/1380 صادره از دادگاه شعبه 11 عمومي اصفهان درباره صدور قرار موقوفي تعقيب براي تصرف غيرقانوني در اموال دولتي به لحاظ مرورزمان, دادگاه با توجه به محتويات پرونده و با عنايت به اينكه موضوع مطروحه شامل مرور زمان شده و از طرفي بانك تجديدنظر خواه ايراد و اعتراض موجه و مستدلي نسبت به دادنامه مرقوم به عمل نياورده است قرار صادره مطابق موازين قانوني صادر, مستنداً به ماده 257 قانون آيين دادرسي كيفري تأييد و استوار ميگردد.نظريه: همانگونه كه ملاحظه ميفرماييد دو شعبه دادگاه تجديدنظر استان اصفهان در خصوص جرايمي كه داراي جنبه مجازات تعزيري ميباشند دو رأي متفاوت صادر نمودهاند بهنحوي كه يكي از شعب آن را مشمول مرور زمان دانسته و به استناد بند ب ماده 173 قانون آيين دادرسي در امور كيفري قرار موقوفي تعقيب را تأييد و استوار نموده و شعبه ديگر آن را مشمول مقررات ماده 173 قانون مذكور ندانسته و قرار موقوفي تعقيب صادره از دادگاه بدوي را نقض و مرتكب را با انقضاء پنج سال مستحق مجازات دانسته و بدين ترتيب دو رأي متفاوت در يك موضوع از دو شعبه دادگاه صادر شده است. لذا در اجراي ماده 270 قانون آييندادرسي درامور كيفري, خواهشمند است مقرر فرماييد به منظور ايجاد وحدت رويه قضايي موضوع در دستور كار هيأت عمومي محترم ديوانعالي كشور قرار گيرد.
به تاريخ روز سه شنبه 14/4/1384 جلسه وحدت رويه قضايي هيأت عمومي ديوانعالي كشور، به رياست حضرت آيتالله مفيد رئيس ديوانعالي كشور و با حضور جناب آقاي محمد منتظري معاون اول دادستان محترم كل كشور و جنابان آقايان رؤسا و مستشاران و اعضاء معاون شعب حقوقي و كيفري ديوانعالي كشور، تشكيل گرديد:
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسي اوراق پرونده مبني بر: «احتراماً: در خصوص پرونده وحدت رويه رديف 83/6 هيأت محترم عمومي ديوانعالي كشور موضوع اختلاف نظر بين شعب 8و9 دادگاههاي تجديدنظر استان اصفهان در مورد شمول يا عدم شمول قاعده مرور زمان مقرر در ماده 173 قانون آييندادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري نسبت به جرايمي كه داراي مجازات تعزيري ميباشند, نظريه دادستان محترم كل كشور, به شرح ذيل اعلام ميگردد:
با توجه به صراحت صدر ماده 173 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري فقط تعقيب كيفري جرايمي كه مجازات قانوني آن از نوع مجازات بازدارنده يا اقدامات تأميني و تربيتي است با انقضاي مواعد مشروحه در ذيل ماده مرقوم از تاريخ اولين اقدام تعقيبي موقوف ميگردد.
عنصر مادي جرايم مصرح در ماده مرقوم با توجه به تعريف مندرج در ماده 17 قانون مجازات اسلامي اعمال مباحي ميباشد كه حكومت با لحاظ ضرورت حفظ نظم و رعايت مصالح جامعه عنوان مجرمانه به آنها داده و براي بازداشتن افراد از ارتكاب آن اعمال و يا اجبار به انجام تكاليف ناشي از آن مجازاتي مقرر ميدارد و طبعاً اعمال مذكور غير از افعال حرام و يا ترك واجباتي است كه شارع مقدس اسلام آنها را بعنوان معاصي و مستوجب عقوبت و تعزير مقرر فرموده است. در مانحن فيه اخذ رشوه علاوه بر اينكه خود از افعال حرام منصوص در شرع انور بوده و همچنين تصرف غيرقانوني در اموال دولتي كه از مصاديق بارز اكل مال به باطل است و هر دو از معاصي كبيره و موجب تعزير و مجازات ميباشد.
بنابراين وضع حرمت و يا سلب آن از اختيارات فقيه و حاكم نميباشد و مآلاً توقف پيگرد كيفر اينگونه جرايم و ياتجويز معافيت مرتكبين آنها از مجازات منوط به اراده و اختيار حكومت نخواهد بود.
بنا به مراتب دادنامه شماره 943-25/7/1381 صادره از شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان اصفهان را منطبق با موازين شرعي و قانوني تشخيص و مورد تأييد ميباشد.» مشاوره نموده و به اتفاق آراء بدين شرح دادهاند:رديف: 83/6 هيأت عمومي
رأي شماره : 677- 14/4/1384
رأي وحدت رويه هيأت عمومي ديوان عالي كشور
واضع جرايم واجد مجازاتهاي بازدارنده حكومت است, زيرا مطابق ماده 17 قانون مجازات اسلامي مصوّب هزار و سيصدو هفتاد, كيفرهاي مذكور براي حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماعي در قبال تخلّف از مقررات و نظامات حكومتي, اعمال ميگردد و بر اساس تبصره1 ماده 2 قانون آييندادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري مصوب 1378 «تعزيرات شرعي عبارت است از مجازاتي كه در شرع مقدس اسلام براي ارتكاب فعل حرام يا ترك واجب بودن تعيين نوع و مقدار مجازات مقرر گرديده...» و اصل حكم پرداخت و دريافت رشوه را نيز شرع انور بيان فرمودهاند و در مواد مربوط به موضوع, در قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 و ماده 3 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري مصوب 1367 مجمع تشخيص مصلحت نظام اسلامي, به ممنوعيت مستخدمين دولتي, به طور كلي, اعم از قضايي و اداري, از دريافت رشوه, به هر عنوان, تصريح گرديده و در تبصرههاي 2و5 قانون اخيرالذكر, نوع مجازات را "تعزيري" اعلام نمودهاند, لذارشوه از عداد مجازاتهاي بازدارنده كه از طرف حكومت تعريف ميگردد خارج و به حكم شرع داراي مجازات تعزيري بوده و مشمول مقررات ماده 173 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري نميباشد و به نظر اكثريت اعضاي هيأت عمومي , رأي شعبه نهم تجديدنظر استان اصفهان, در حدي كه با اين استنباط مطابقت داشته باشد, صحيح و موافق موازين قانوني تشخيص ميگردد.
اين رأي طبق ماده 270 قانون آييندادرسي فوقالاشعار, در موارد مشابه, براي شعب ديوانعالي كشور ودادگاهها لازمالاتباع ميباشد.