پاسخ به سؤالات قضايي مربوط به دادسرا- 50
پاسخ به سؤالات قضايي مربوط به دادسرا
معاونت آموزش قوه قضاييه
حق تفهيم اتهام و اخذ تأمين از متهم توسط بازپرس حوزه قضايي محل دستگيري
سؤال: در مواردي كه جرم در حوزه قضايي ديگري واقع شده و متهم در حوزه ديگري دستگير گردد، آيا بازپرسي كه متهم در حوزه او دستگير شده حق تفهيم اتهام و اخذ تأمين ا ز متهم را دارد يا خير؟
پاسخ: به موجب مادتين (52) و (53) قانون آيين دادرسي كيفري، مرجع قضايي كه متهم در حوزه آن دستگير شده تحقيقات و اقدامات مقتضي از جمله جمعآوري ادله، تفهيم اتهام، اخذ تأمين و هراقدام ديگري كه مربوط به محل دستگيري است به انجام رسانيده سپس با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را به دادسراي صالح ارسال و عندالاقتضا متهم را اعزام مي نمايد. بديهي است چنانچه محل وقوع جرم معلوم نباشد تحقيقات را ادامه داده و اتخاذ تصميم نهايي خواهدنمود.
مرجع اظهارنظر نسبت به قرار بازداشت موقت براساس نيابت تفويضي
سؤال: درصورتي كه قرار بازداشت موقت براساس نيابت تفويضي صادر شود، كدام دادستان بايد در مورد اين قرار اظهارنظر نمايد، دادستان محل اعطاي نيابت يا محل اجراي آن؟ در رسيدگي به اعتراض نسبت به قرار بازداشت موقت مذكور كدام محل صالح است؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: اعم از اينكه بازپرس معطي نيابت نسبت به نوع تأمين (قرار بازداشت موقت) اظهارنظر كرده يا نكرده باشد، چون قرار بازداشت توسط بازپرس مجري نيابت صادر ميشود (هرچند به درخواست بازپرس معطي نيابت) اظهارنظر نسبت به آن به عهده دادستان همان حوزه مجري نيابت است و به اعتراض متهم نيز در دادگاه همان محل رسيدگي ميشود.
نظريه اقليت: چنانچه صدور قرار بازداشت موقت از طرف بازپرس معطي نيابت درخواست شود و بازپرس مجري نيابت نسبت به تقاضاي مزبور اقدام نمايد تأييد قرار بازداشت و رسيدگي به اعتراض نسبت به آن در صلاحيت مرجع قضايي محلي معطي نيابت است.
عدم امكان اخذ پرونده از يك شعبه بازپرسي و ارجاع به شعبه ديگر
سؤال: آيا دادستان ميتواند پرونده را از شعبه بازپرسي اخذ و به شعبه بازپرسي ديگري ارجاع نمايد؟ در مورد دادياران اين اختيار را دارد يا خير؟
پاسخ: با توجه به ملاك ماده (262) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب و تبصره آن، همچنين ماده (3) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، اخذ پرونده از بازپرس و ارجاع آن به بازپرس ديگر جايز نيست. البته در غياب بازپرس مرجوعاليه و با احراز فوريت و ضرورت امر دادستان ميتواند تا حضور بازپرس مربوط انجام تحقيقات و اقداماتي را از بازپرس ديگر بخواهد. در مورد دادياران با توجه به اينكه به نمايندگي از طرف دادستان اقدام مينمايند اخذ پرونده بلامانع است.
مبناي تبعيت بازپرس از دادستان در تحقيقات مقدماتي
سؤال: با توجه به مقررات فعلي، آيا بازپرس و داديار و همچنين دادستان، به عنوان ضابط دادگستري محسوب ميشوند يا خير؟ چنانچه پاسخ منفي است، مبناي تبعيت بازپرس از دادستان در تحقيقات مقدماتي و جمعآوري ادله چيست؟
پاسخ: ضابطين در ماده (15) قانون آيين دادرسي كيفري مشخص شدهاند. بنابراين دادستان، بازپرس و داديار ضابط محسوب نميشوند، هرچند به موجب بند "ب" ماده(3) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، دادستان رئيس ضابطين از حيث وظايفي كه به عنوان ضابط بر عهده دارند ميباشد/ بهعلاوه با توجه به اينكه تعقيب امر كيفري بهعهده دادستان است الزام بازپرس به تبعيت از دادستان در جمعآوري ادله، انجام تحقيقات و ساير اقدامات به مفهوم ضابطبودن تلقي نميگردد.
تكليف دادسرا نسبت به دادخواست ضرر و زيان ناشي از جرم
سؤال: آيا تقديم دادخواست ضرر و زيان ناشي از جرم در دادسرا محملي دارد يا خير؟ در صورت امكان تقديم دادخواست، تكليف قضات دادسرا در قبال اين دادخواست چيست؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: تقديم دادخواست ضرر وزيان ناشي از جرم به بازپرس منعي ندارد، در صورتي كه پرونده منتهي به صدور قرار مجرميت و كيفرخواست شود دادخواست نيز ضميمه پرونده كيفري عيناً به دادگاه صالح فرستاده ميشود؛ ليكن چنانچه امر كيفري در دادسرا منتهي به صدور كيفرخواست نشود (قرار منع تعقيب يا موقوفي تعقيب صادر شود) دادخواست مدعي جهت اقدام قانوني به دادگاه صالح ارسال خواهد شد.
نظريه اقليت: در مواردي كه امر كيفري در دادسرا منجر به كيفرخواست نشود ارسال پرونده از دادسرا به دادگاه صالح ممكن است حسب تقاضاي مدعي يا دادگاه صالح باشد.
ضمانت عدم انجام وظيفه مقامات رسمي در اعلام امر جزايي به دادستان
سؤال: ضمانت اجراي بند "ج" ماده(3) قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب چيست؟
پاسخ: به جز موضوعات مطرح شده در ماده(606) قانون مجازات اسلامي، ساير موارد ضمانت اجراي كيفري ندارد.
مدت زمان تأييد قرار بازداشت موقت از سوي دادستان
سؤال: با عنايت به بند "ح" ماده(3) قانون اصلاحي كه بازپرس وظيفه دارد ظرف بيستو چهار ساعت قرار بازداشت موقت را بهنظر دادستان برساند، دادستان چه مدت فرصت دارد تا قرار بازداشت را تأييد يا با آن مخالفت نمايد؟
پاسخ: فوريت موضوع مورد نظر است و ملاك آن را عرف قضايي تعيين ميكند.
وظايف دادستان در قوانين و مقررات
سؤال: در بند "الف" ماده(3) قانوني اصلاحي، وظايف دادستان و دادسرا احصا شدهاست، تكليف ساير وظايف و اختياراتي كه در قوانين و مقررات پراكنده ديگر قبلاً به عهده دادسرا و دادستان گذاشته شده چه ميشود؟
پاسخ: با توجه به حذف تبصره ماده (12) قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب در اصلاحيه سال 1381، كليه وظايفي كه براي دادستان در قوانين مختلف در نظر گرفته شده كماكان بهعهده دادستان است، مگر اينكه به موجب قوانين لازم الاجرا وظيفه خاصي برعهده رئيس حوزه قضايي نهاده شده باشد.
لزوم اطلاع دادستان از رسيدگي بازپرس در جرايم مشهود
سؤال: با توجه به شقوق "2 و 3" بند "د" ماده(3) قانون اصلاحي، در مواردي كه بازپرس در جرايم مشهود بدون ارجاع دادستان شروع به تحقيق مينمايد، آيا مقام مذكور شخصاً مجاز است تا پايان رسيدگي به پرونده، تحقيقات را ادامه دهد؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: بازپرس در جرايم مشهود كه خود ناظر وقوع آن بوده ميتواند شروع به تحقيقات نمايد، النهايه با توجه به وظايف نظارتي دادستان كه در بند "هـ" ماده ياد شده نيز آمدهاست بايد بلافاصله مراتب را به دادستان اطلاع دهد؛ در اين مورد ادامه تحقيقات نياز به ارجاع دادستان ندارد.
نظريه اقليت: بند "الف" ماده(3) قانون اصلاحي، دادسرا را با مجموعه قضات آن اعم از معاون، داديار و بازپرس به رياست دادستان معرفي ميكند و با توجه به نقشي كه بهعنوان نظارت و دادن تعليمات لازم در بند "هـ" قانون اصلاحي براي دادستان منظور شدهاست و همچنين ساير مقرراتي كه در قانون اصلاحي در روابط بين دادستان و بازپرس منظور گرديدهاست، استفاده ميشود كه بازپرس چنانچه وفق شق "3" بند "د" ماده(3) قانون مذكور شروع به تحقيقات نمود بايد فوراً نتيجه را براي هرگونه اقدام به دادستان اعلام نمايد؛ بازپرس در صورت ارجاع دادستان به تحقيقات خود ادامه خواهدداد.
اعلام به دادستان و انتظار بازپرس در رسيدگي به اشكالات حادث شده در پرونده
سؤال: منظور از قسمت اخير بند "هـ" ماده (3) قانون اصلاحي (مبني بر اينكه هرگاه بازپرس مواجه با اشكال شود به نحوي كه انجام آن مقدور نباشد، مراتب را به دادستان اعلام و منتظر حل مشكل ميشود) چيست؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: منظور از عبارت فوق، كليه اشكالاتي كه انجام وظيفه بازپرس در امر تحقيقات را غيرمقدور ميسازد مثل مواردي كه رفتن به محل براي معاينه جسد جز بهوسيله قايق يا هليكوپتر ممكن نيست و چنين وسايلي در اختيار بازپرس نباشد.
نظريه اقليت: منظور موانع قانوني است كه بدون رفع آن موانع، تعقيب نبايد تداوم يابد مانند مصونيتها، سكوت شاكي يا مدعي خصوصي در جرايم قابل گذشت.
دستور دادستان به بازپرس در انجام بعضي از تحقيقات
سؤال: بهموجب بند "و" ماده (3) قانون اصلاحي «تحقيقات مقدماتي كليه جرايم برعهده بازپرس ميباشد» در قسمت اخير اين بند نيز مقرر شده «دادستان ميتواند انجام بعضي از تحقيقات و اقدامات را از بازپرس درخواست نمايد بدون اينكه رسيدگي امر را به طوركلي به آن بازپرس ارجاع كرده باشد» آيا تعارض بين صدر و ذيل اين بند وجود ندارد؟
پاسخ: تعارضي وجود ندارد، مانند اينكه پرونده را از جهت انجام برخي تحقيقات مقدماتي و يا فقط براي اخذ تأمين از متهم يا جلب نظر كارشناس به بازپرس ارجاع و تقاضا شود پس از انجام امر، پرونده را اعاده نمايد.
ضرورت ابلاغ قرارهاي نهايي توسط دادسرا
سؤال: آيا مطابق نص بند "ن" ماده (3) قانون اصلاحي ابلاغ قرار منع يا موقوفي تعقيب به شاكي كافي است؟
پاسخ: بند "ن" مذكور در مقام احصا قرارهاي قابل اعتراض است، ولي هرنوع قرار نهايي بايد به طرفين ابلاغ شود.
امكان آزادي متهم در قرار موقوفي يا منع تعقيب پس از موافقت دادستان
سؤال: در بند "ل" ماده (3) قانون اصلاحي مقيد است «در صورت توافق بازپرس و دادستان با قرار منع يا موقوفي تعقيب متهم، چنانچه متهم زنداني باشد فوراً آزاد ميشود» آيا آزادي متهم در صورت صدور قرار موقوفي يا منع تعقيب منوط به موافقت دادستان است و بازپرس در صورت گذشت شاكي در جرايم قابل گذشت حق ندارد قبل از موافقت متهم را آزاد كند و با توجه به اينكه دادستان براي اظهارنظر در مورد قرار نهايي بازپرس پنج روز مهلت دارد، متهم در اين مدت در زندان بماند؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: به موجب بند "ل" ماده (3) قانون اصلاحي، آزادي متهم پس از موافقت دادستان با قرار منع يا موقوفي تعقيب صادرشده از ناحيه بازپرس امكانپذير است. النهايه با توجه به زندانيبودن متهم دادستان بايد در اظهار عقيده تسريع نمايد. البته بازپرس ميتواند در چنين مواردي قبل از موافقت دادستان با تخفيف و تبديل تأمين، متهم را آزاد نمايد مگر در مورد قرار بازداشت موقت كه مستلزم موافقت دادستان است.
نظريه اقليت: با توجه به ماده (144) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري كه در مورد قرارهاي دادسرا نيز لازمالاجرا ميباشد، همين كه قرار منع تعقيب يا برائت متهم صادر شد مرجع قضايي مكلف است از قرار تأمين رفع اثر نموده و زنداني را مرخص نمايد، توجيهي وجود ندارد كه متهم با وجود قرار منع يا موقوفي تعقيب باز هم در توقيف بماند. تفسير قانون جزا به نفع متهم نيز اين نظر را به خوبي توجيه ميكند.
عدم ضرورت اخذ تأمين پس از تفهيم اتهام
سؤال: با توجه به مواد (129) و (132) قانون آييندادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، آيا پس از تفهيم اتهام به متهم صدور قرار تأمين الزامي است؟
پاسخ: ماده(129) قانون آييندادرسي كيفري مقرر داشته: «.... موضوع اتهام و دلايل آن را به صورت صريح به متهم تفهيم ميكند آنگاه شروع به تحقيق مينمايد.» بديهي است نتيجه تحقيق ممكن است دلالت بر عدم وقوع جرم، عدم توجه به اتهام به متهم، شمول مرور زمان، احراز گذشت شاكي و نظاير آن باشد كه اصولاً در اين موارد ضرورتي به اخذ تأمين نيست. تكليف مقرر در ماده (132) قانون مذكور نيز مربوط به اين است كه بدون تفهيم اتهام اخذ تأمين جايز نيست، نه اينكه الزاماً پس از تفهيم اتهام تأمين اخذ شود، اصولاً ضرورت اخذ تأمين ناظر به موردي است كه مقام قضايي نظر به ادامه تحقيقات داشته باشد.
ضرورت استعلام سوابق كيفري متهمين
سؤال: آيا در مورد شق "6" بند "م" ماده(3) قانون اصلاحي، نياز به استعلام سوابق كيفري وجود دارد يا بايد به اظهار متهم در اين خصوص اكتفا كرد؟
پاسخ:
نظريه اكثريت: با توجه به مستند مورد سؤال، استعلام سوابق كيفري متهم از مرجع قانوني مربوط ضرورت دارد و نميتوان به اظهارات متهم اكتفا كرد.
نظريه اقليت: استعلام سوابق كيفري متهمين در كليه موارد الزامي نيست؛ زيرا اصل برائت است و به اظهارات متهم اكتفا ميشود، مگر در مواردي كه قاضي با وجود قرائني احتمال دهد كه متهم داراي سابقه محكوميت كيفري است كه دراين صورت مراتب را استعلام ميكند (مثلاً احتمال دهد متهم از سارقين سابقهدار است) استعلام سوابق كليه متهمين موجب تأخير بدون جهت در رسيدگي در غالب موارد خواهد شد.
تجويز دادگاه به رسيدگي مجدد بازپرس پس از قرار منع پيگرد
سؤال: بهموجب قسمت آخر بند "ن" ماده (3) قانون اصلاحي كه مقرر ميدارد رسيدگي مجدد بازپرس پس از صدور قرار منع پيگرد فقط براي يك نوبت و بعد از كشف دلايل جديد با تجويز «دادگاه» ميسر است، منظور كدام «دادگاه»است ؟
پاسخ: دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به اصل جرم را دارد.
نحوه درخواست احاله در دادسرا
سؤال: طريقه احاله در دادسرا چگونه است؟
پاسخ: باتوجه به ماده (62) قانون آيين دادرسي كيفري، بازپرس در موارد احاله، مراتب را به دادستان محل اعلام و دادستان درصورت صلاحديد مراتب را به رئيس حوزه قضايي منعكس نموده و درخواست احاله مينمايد. رئيس حوزه قضايي در صورت موافقت، مطابق ماده (62) مرقوم اقدام خواهد نمود. بهعلاوه ماده (64) قانون آيين دادرسي كيفري نيز قابل اعمال است.
ادامه دارد
