حقوق شهروندي
معاونت آموزش قوه قضائيه
ارث
مقدمه:
يكي از موضوعاتي كه انسان را نسبت به ساير موجودات متمايز ميسازد، به جاي گذاشتن ارث براي خويشاوندان و بازماندگان است. ميراث انسانها هرچند شامل هردو جنبه مادي و معنوي ميباشد، اما آنچه كه با به زبان آوردن كلمه "ارث" در اذهان متبادر ميگردد، ابعاد مادي قضيه است.
بيشك گرانبهاترين ميراثي كه انسانها براي فرزندان و نسل پس از خود بر جاي ميگذارند، علوم و تجربيات آنهاست. با وجود اين، چه بسيارند خانوادههايي كه بر سر تقسيم مال و ثروت پدران خود دچار اختلافهاي شديد شده و در اين بين حتي برخي از اعضا جان خود را نيز از دست دادهاند. اين امر، قانونگذاران تمام كشورها را برآن داشته تا در مورد ارث و نحوه تقسيم آن در بين بازماندگان قوانين و مقرراتي وضع نمايند و دستگاههاي قضايي را موظف گردانند تا بر حسن اجراي اين مقررات نظارت داشته باشند و در موارد اختلاف نسبت به رفع آن اقدام نمايند. بديهي است كه كشور ما نيز از اين قاعده مستثنا نيست و در قانون مدني براي اين موضوع تدابيري انديشيده شدهاست كه در اين مقوله به آنها خواهيم پرداخت.
از جمله تأسيسات اجتماعي كه اصول و قواعد پيچيده حقوقي در آن كمتر به چشم ميخورد "ارث" است. ارث در لغت به معناي مالي است كه از ميت باقي ميماند و در اصطلاح انتقال دارايي شخص متوفا به بازماندگان ميباشد كه اين امر بدون اراده متوفا و بازماندگان او صورت ميگيرد.
برخي اصطلاحات حقوقي:
ـ تركه: مالي كه از ميت باقي ميماند.
ـ مورث: شخص متوفا كه از او مالي به جا ميماند.
ـ وارث: شخص كه از متوفا ارث ميبرد.
ـ خويشاوندي نسبي: عبارت است از وابستگي شخصي به شخص ديگر از طريق ولادت چه مستقيم باشد مانند رابطه پسر و پدر و چه با واسطه مانند رابطه دو برادر كه به واسطه پدر با يكديگر خويشاوند هستند.
ـ خويشاوندي سببي: عبارت است از خويشاوندي بين دو نفر كه در اثر ازدواج بهوجود ميآيد مثل رابطه داماد با مادر همسر يا خواهر زن.
ـ لعان: در لغت به معناي يكديگر را لعنتكردن است. لعان يك اصطلاح فقهي است بدينصورت كه چون مرد يا زني يكديگر را به زنا نسبت دهند آن زن يا مرد هميشه بر يكديگر حرام ميشوند.
ـ كافر: در شرع به كسي گفته ميشود كه به يگانگي خدا يا نبوت نبياكرم(ص) و يا يكي از ضروريات دين اسلام مانند حرمت نوشيدن مشروب الكلي يا زنا و..... معتقد نباشد.
ـ وصيت: سفارش كسي به يك يا چند تن مبني بر اجراي اعمال و دخل و تصرف در اموال وي پس از مرگ او. وصيت بردونوع ميباشد يا تمليكي است يا عهدي.
در "وصيت تمليكي" متوفا در زمان حياتش مال يا منفعتي از مال خود را براي زمان بعد از فوتش بهصورت مجاني به ديگري ميدهد. در "وصيت عهدي" شخص يك يا چند نفر را براي انجام امر يا اموري مأمور ميكند. در وصيت عهدي درواقع شخص براي زمان فوتش به ديگري نمايندگي ميدهد تا اعمالي را كه خود ميتوانسته در زمان حيات انجام دهد از طرف او به جاي آورد.
شرايط لازم براي انتقال ارث:
براي آنكه مالي از طريق ارث از كسي به ديگري منتقل شود، وجود بعضي شرايط لازم است كه عبارتند از:
ـ از متوفا مالي به جا ماندهباشد.
ـ بايد بين مورث و وارث رابطه خويشاوندي وجود داشته باشد. اين قرابت يا خويشاوندي ممكن است سببي يا نسبي باشد. در رابطه نسبي، ارث به وارث تعلق ميگيرد. در رابطه سببي، زوجيت دايم موجب ارث ميشود، اما توارث تنها بين زوجين برقرار ميشود و خويشاوندان يكي از آن دو از ديگري ارث نميبرد، براي مثال مادر و پدر و برادران شوهر وارث همسر او نميشود.
ـ از شرايط ديگر ارث آن است كه مورث فوت كرده باشد و وارث نيز در زمان مرگ او زنده باشد.
ـ جنيني كه در شكم مادر است به شرايط آنكه زنده متولد شود، از مورث خود ارث خواهدبرد.
ـ وارث مسلمان از مورث كافر ارث ميبرد. (عكس قضيه صادق نيست و كافر از مسلمان ارث نميبرد.)
موانع انتقال ارث:
ـ از اموري كه مانع ارثبردن ميشود قتل است. اگر كسي مورث خود را بهطور عمدي بكشد از ارث او محروم ميشود.
ـ در لعان زن و شوهر از يكديگر، آنها از هم ارث نمي برند. فرزندي هم كه مورد نفي و لعان پدر خود واقع شده از او ارث نميبرد. در اين حالت پدر، فرزندي را كه در زمان زوجيت با همسرش به دنيا آمده از خود نفي ميكند و تحت شرايط شرعي مراسم لعان نيز برگزار ميشود. در نتيجه، رابطه وراث بين فرزند و پدر به وجود نخواهد آمد.
ـ از ديگر موانع ارث كُفر است و وراث كافر از مورث مسلمان ارث نميبرد.
ـ فرزند نامشروع (ولدالزنا) نيز از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نميبرد.
سهم طبقات مختلف وراث و نحوه احتساب آن
همانطور كه گفتيم، خويشاوندي موجب اثر ميشود و اگر كسي فوت كرد و از خود مالي بهجا گذاشت، پس از برداشت هزينههاي كفن و دفن ميت و تجهيزآن مانند قيمت سدر، هزينه حمل جنازه و پرداخت بدهيهاي او و اخراج وصيت و .... باقيمانده بين وراث تقسيم ميشود.
در وصيت تمليكي، وصيت نسبت به زايد بريكسوم اموال بهجا مانده ازمتوفا، موكول به اجازه ورثه ميباشد و در صورت عدم اعلام رضايت، نسبت به مازاد بر يكسوم وصيت اثري ندارد.
نكتهاي كه بايد به آن توجه داشت آن است كه شخص نميتواند بهموجب وصيت يك يا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم كند. البته ممكن است شخص در زمان حيات خودش اموالي را به يك نفر از ورثه يا ديگران ببخشد يا صلح كند و ..... كه در اينجا عمل او قانوني است. آنچه كه شخص از آن ممنوع ميباشد محرومكردن ورثه از ارث از طريق وصيت است.
طبقات ارث
تمامي خويشاوندان متوفا با همديگر از او ارث نميبرند، بلكه وجود خويشاوندان نزديكتر خويشاوندان دورتر را از ارث محروم ميكنند. همچنين وجود بعضي از خويشاوندان مانع ميشوند كه بعضي از ورثه تمام يا قسمتي از سهم خود را از ارث ببرند كه در مثالهايي كه ميآوريم به آنها اشاره خواهيم كرد.
ورثه طبقه اول
در اين طبقه دو دسته وراث وجود دارند كه عبارتند از: دسته اول: پدر و مادر، دسته دوم: اولاد و اولاد اولاد(نوه) و اولاد اولاد اولاد (نبيره) و...... پدر و مادر ميت در كنار اولاد او و درصورتي كه متوفا اولاد نداشته باشد در كنار نوه و در صورت نداشتن نوه در كنار نبيره و.... از متوفا ارث ميبرند. از اينرو نه فرزندان متوفا مانع ارثبردن پدر و مادر او ميشوند و نه پدر و مادر متوفا مانع ارث ارثبردن فرزندان. فقط بايد توجه داشت كه با وجود فرزند(دختر يا پسر)، نوهها يا نبيرها ارث نميبرند. درواقع هنگامي نوهها در كنار پدر و مادر متوفا ارث ميبرند كه فرزندان متوفا در زمان مرگش زنده نباشند. اين مورد درباره نبيرههاي متوفا نيز صدق ميكند؛ يعني نبيرهها هنگامي در كنار پدر و مادر ارث ميبرند كه در زمان مرگش مورث، فرزندان يا نوههاي او زنده نباشند.
مثال: فرض كنيم آقاي (الف) فوت ميكند. در زمان فوت او:
ـ اگر فقط پدرش وارث او باشد. (متوفا فرزندي نداشته باشد و مادر متوفا در قيد حيات نباشد)، در اين صورت تمام اموال باقيمانده از متوفا (تركه) به پدر او تعلق ميگيرد.
ـ اگر فقط مادرش وارث او باشد (متوفا فرزندي نداشته باشد و پدر متوفا در قيد حيات نباشد)، در اين صورت تمام اموال باقي مانده از متوفا (تركه) به مادر او تعلق ميگيرد.
ـ اگر فقط يك دختر وارث او باشد (والدين متوفا در قيد حيات نباشند و فرزند پسر نداشته باشد)، در اين صورت تمام اموال باقيمانده از متوفا (تركه) به دختر او تعلق ميگيرد.
ـ اگر فقط يك پسر وارث او باشد (والدين متوفا در قيد حيات نباشند و فرزند ديگري نداشته باشد)، در اين صورت تمام اموال باقيمانده از متوفا (تركه)به پسر او تعلق ميگيرد.
_ اگر فقط پدر و مادرش وارث او باشند (متوفا فرزندي نداشته باشد)، در اين صورت يكسوم از تركه به مادر و دوسوم به پدر متوفا ميرسد.
توجه:
در اين حالت اگر متوفا علاوهبر پدر و مادر داراي چند خواهر يا برادر نيز باشد، گرچه از تركه سهمي ندارند ولي موجب خواهند شد كه مادر نتواند بيش از يكششم از تركه ارث ببرد. براي اينكه برادر و خواهر متوفا مانع از تعلقگرفتن بيش از يك ششم از تركه به مادر شوند بايد ميت لااقل دو برادر يا يك برادر يا دوخواهر يا چهار خواهر داشته باشد و پدر آنان نيز زنده باشد و از ارث ممنوع نباشند، مگر به سبب قتل و اين كه برادر و خواهرها يا از يك پدر و مادر باشند يا از يك پدر. به اين حالت اصطلاحاً "حجب" گفته ميشود و ميگويند: "مادر حاجب دارد".
ـ اگر فقط چند پسر وارث او باشند (والدين متوفا در قيد حيات نباشند و فرزند دختر نداشته باشد)، در اين صورت تمامي تركه بهطور مساوي بين پسران متوفا تقسيم ميشود؛ و اگر بعضي از ورثه او پسر و برخي دختر باشند: در اين صورت پسران دو برابر دختران ارث ميبرند. (براي مثال: اگر فردي سه پسر و دو دختر داشته باشد، تركه به هشت قسمت تقسيم ميشود و سهم هر دختر يك هشتم و سهم هر پسردو هشتم از تركه خواهد بود.)
ـ اگر فقط نوهها وارث او باشند (والدين و فرزندان متوفا در قيد حيات نباشند)، دراين صورت نوهها جانشين فرزندان متوفا محسوب شده و حسب مورد سهم پدر و مادر خودشان را ميبرند. براي مثال: در فرض قبلي نوههاي دختري يك هشتم و نوههاي پسري دو هشتم ارث ميبرند. البته در ميان خود آنان نيز سهم پسر دو برابر دختر است؛ يعني اگر از نوه دختري يك نفر دختر و يك نفر پسر باشد سهم پسر از يك هشتم دو برابر است كه ميشود دو سوم از يك هشتم.
ـ اگر پدر و مادر همراه با يك دختر ورثه او باشند ( متوفا فرزند پسر نداشته باشد)، هريك از پدر و مادر يك ششم از تركه و دختر يك دوم ارث ميبرد. در اينجا يك ششم از تركه اضافه ميآيد كه باقي مانده به نسبت سهم هريك از وراث بين آنان تقسيم ميشود مگر آنكه مادر حاجب داشته باشد كه از يك ششم باقيمانده چيزي به ارث نميبرد.
ـ اگر پدر يا مادر با يك دختر ورثه او باشند(متوفا فرزند پسر نداشته باشد و يكي از والدين او قبلاً فوت كرده باشند)، در اين صورت پدر يا مادر يك ششم و دختر يك دوم ارث ميبرد. در اينجا نيز يكسوم از تركه باقيميماند كه نسبت سهام ورثه بين آنان تقسيم ميشود.
ـ اگر پدر يا مادر يا هردو يا چند دختر ورثه او باشند (متوفا فرزند پسر نداشته باشد)، دراين صورت اگر والدين متوفا هردو در قيد حيات باشند، به هركدام يك ششم از تركه و دو سوم مابقي به دختران ميرسد، اما اگر تنها يكي از والدين در قيد حيات باشد، يكسوم از ارث به او و دو سوم بقيه به دختران ميرسد.
اگر از تركه اضافه ماند، بين تمام ورثه به نسبت سهمشان تقسيم ميشود.
ـ اگر پدر يا مادر يا هردو به اتفاق پسر و دختر ورثه او باشند، هريك از پدر و مادر يك ششم و بقيه به فرزندان ميرسد كه سهم پسر دو برابر دختر است. چنانچه همه فرزندان دختر يا همه پسر باشند. بقيه بهطور مساوي بين آنان تقسيم ميشود.
توجه:
در تمام فرضهاي عنوانشده، چنانچه آقاي (الف) همسري داشته باشد كه در زمان فوت او زنده باشد، او نيز جزو ورثه آقاي (الف) محسوب ميشود و چنانچه او فاقد فرزند يا نوه باشد، سهم همسرش يك هشتم است. البته همسر(زوجه) از اموال منقول، قيمت بنا و درختان را از تركه ارث ميبرد. بنابراين، اگر از آقاي (الف) يك دستگاه اتومبيل، يك زمين همراه با ساختمان و ده اصله درخت گردو به ارث باقي بماند، زوجه فقط از قيمت ساختمان و گردو اصل اتومبيل ارث ميبرد و نه از عين زمين و ساختمان و درخت. اگر شوهر فوت كند و وارثي جز همسرش نداشته باشد، بقيه اموال او جزو اموال بلاوارث (بدون وارث) محسوب ميشود و در اختيار حاكم قرار ميگيرد.
در مورد زني كه فاقد فرزند و نوه باشد، پس از فوت او شوهرش يك دوم از كل تركهاش را به ارث ميبرد، اما در صورت داشتن فرزند يا نوه، يك چهارم از كل ماترك به شوهر ارث ميرسد. اگر زوجه فوت كند و وارثي جز شوهرش نداشته باشد، تمام تركه به شوهر وي تعلق ميگيرد.
پرسش: اگر زني فوت كند و داراي پدر و مادر و زوج و چند دختر و پسر باشد، سهم هريك از وراث چگونه تعيين مي شود؟
پاسخ: سهم پدر يك ششم، سهم مادر يك ششم و سهم زوج يك چهارم خواهد بود كه جمع آن چهارده بيست و چهارم ميشود. ده بيست و چهارم مابقي بين فرزندان (برمبناي پسران دو برابر دختران) تقسيم ميشود.
وراث طبقه دوم
وراث طبقه دوم همانند وراث طبقه اول دو دستهاند: دسته اول: اجداد و دسته دوم: برادران و خواهران و اولاد آنان.
در صورتي كه هيچ يك از وراث طبقه اول (يعني پدر و مادر و فرزندان و نوهها و .....) موجود نباشند، تركه بين وراث طبقه دوم تقسيم ميشود. دسته اول از طبقه دوم، يعني اجداد، كساني هستند كه شخص به يك يا چند فاصله از آنان متولد شدهاست خواه از طرف مادر با آن شخص نسبت داشته باشند كه به آنان "اجداد مادري" گويند، مانند پدرِ مادر يا مادرِ مادر و خواه از طرف پدر نسبت داشته باشند كه به آنان "اجداد پدري" گفته ميشود مانند پدرِ پدر يا مادرِ پدر. دسته دوم از طبقه دوم، برادر يا خواهر و فرزندان آنها هستند و عبارتند از كساني كه با ميت از يك نفر بهوجود آمدهاند، مانند برادر و خواهر متوفا كه هر دو از پدر يا مادر يا پدر و مادر متوفا متولد شدهاند و نيز برادرزاده يا خواهرزاده يا نوه برادر و خواهر متوفا كه غيرمستقيم از پدر يا مادر يا پدر و مادر او به وجود آمدهاند. در اين دسته برادر و خواهر در درجه اول قرار دارند و فرزندان آنان در درجه دوم. نوههاي آنان نيز در درجه سوم قرار ميگيرند. هريك از درجات نزديكتر به متوفا، درجه دورتر را از ارث محروم ميكند. براي مثال: با فرض زندهبودن برادر، برادر زاده يا خواهرزاده ميت از او ارث نميبرند.
مثال: فرض كنيم آقاي (الف) فوت ميكند و هيچ خويشاوندي كه از ميان وراث طبقه اول باشند، نداشته باشد. در اين حالت در زمان فوت او از ميان وراث طبقه دوم:
ـ اگر فقط برادر داشته باشد، او تنها وارث متوفا محسوب ميشود؛ در اين صورت تمام تركه به او ميرسد.
ـ اگر فقط خواهر داشته باشد، او تنها وارث متوفا محسوب ميشود؛ در اين صورت تمام تركه به او ميرسد.
ـ اگر فقط پدربزرگ داشته باشد، او تنها وارث متوفا محسوب ميشود؛ در اين صورت تمام تركه به او ميرسد.
ـ اگر فقط مادربزرگ داشته باشد، او تنها وارث متوفا محسوب ميشود؛ در اين صورت تمام تركه به او ميرسد.
ـ اگر فقط چند برادر كه با متوفا از يك پدر و مادرند وجود داشته باشند؛ در اين صورت تمام تركه بين آنان بهطور مساوي تقسيم ميشود.
ـ اگر فقط چند خواهر كه با متوفا از يك پدر و مادرند وجود داشته باشند، در اين صورت تمام تركه بين آنان بهطور مساوي تقسيم ميشود.
ـ اگر فقط چند برادر كه با متوفا از يك پدر هستند وجود داشته باشند. دراين صورت تمام تركه بين آنان بهطور مساوي تقسيم ميشود.
ـ اگر فقط چند خواهر كه با متوفا از يك پدر هستند وجود داشته باشند، دراين صورت تمام تركه بين آنان بهطور مساوي تقسيم ميشود.
ـ اگر فقط چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك پدر و مادر هستند وجود داشته باشند، دراين صورت سهم برادران دو برابر خواهران است.
ـ اگر فقط چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك پدر هستند وجود داشته باشند، دراين صورت سهم برادران دو برابر خواهران است.
ـ اگر فقط چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك مادر هستند وجود داشته باشند، دراين صورت سهم هريك وراث از تركه مساوي با ديگران است.
ـ اگر چند برادر و خواهر از يك پدر و مادر با يك خواهر يا برادر كه با او از يك مادر هستند وجود داشتهباشند؛ دراينصورت يك ششم تركه از آن برادر يا خواهري است كه با متوفا از يك مادر ميباشد و بقيه، يعني پنج ششم به برادران و خواهراني تعلق ميگيرد كه با متوفا از يك پدر و مادرند و سهم برادران دو برادر خواهران است.
ـ اگر چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك پدرند با يك خواهر يا يك برادر كه با او از يك مادرند هستند وجود داشتهباشند؛ در اينصورت يك ششم تركه كه از آن برادر يا خواهري است كه با متوفا از يك مادر ميباشد و بقيه، يعني پنج ششم به برادران و خواهراني تعلق ميگيرد كه با او از يك پدرند و سهم برادران دو برابر خواهران است.
ـ اگر يك يا چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك پدر و مادرند با چند خواهر و برادر كه با او از يك مادر هستند وجود داشته باشند؛ دو سوم تركه به برادران و خواهراني كه با متوفا از يك پدر و مادر هستند و يكسوم از تركه به برادران و خواهراني كه با او از يك مادرند تعلق ميگيرد.
ـ اگر يك يا چند برادر و خواهر كه با متوفا از يك پدرند يا چند خواهر و برادر كه با او از يك مادر هستند وجود داشتهباشند؛ دو سوم تركه به برادران و خواهراني كه با متوفا از يك پدرند و يكسوم به برادران و خواهراني كه با او از يك مادرند تعلق ميگيرد.
چند نكته:
اول: اگر ميت برادر و خواهري داشته اشد كه با او از يك پدر و مادر باشند، برادر و خواهراني كه از پدر با او يكي هستند از او ارث نميبرند.
دوم: برادران و خواهراني كه با ميت از يك پدر و مادرند يا از يك پدرند، برادران و خواهراني را كه از مادر با ميت يكي هستند از ارث محروم نميكنند.
سوم: در تمام فرضهاي عنوان شده، اگر آقاي(الف) برادر يا خواهري نداشته باشد، برادرزاده و خواهرزاده او جانشين پدران و مادران خود شده وسهم آنها را خواهند برد.
دسته دوم از طبقه دوم (اجداد)
پس از فوت آقاي (الف):
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ و مادربزرگ پدري او وجود داشته باشند: در اينصورت وارث او محسوب شده و دو سوم تركه به پدربزرگ و يكسوم به مادربزرگ ميرسد.
ـ اگر ازميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ و مادربزرگ مادري او وجود داشته باشند: دراينصورت آنها وارث او محسوب شده و تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ يا مادربزرگ پدري با پدربزرگ يا مادربزرگ مادري او وجود داشته باشند: دراينصورت دو سوم تركه به پدربزرگ يا مادربزرگ پدري متوفا ميرسد (كه سهم پدربزرگ دو برابر مادربزرگ است) و يكسوم بقيه به پدربزرگ يا مادربزرگ مادري او ميرسد (كه بهطور مساوي بين آنان تقسيم ميشود.)
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ و مادربزرگ پدري او با برادر و خواهري كه با متوفا از يك پدر و مادرند يا از يك پدرند وجود داشته باشند: دراينصورت تركه بين آنها بهنحوي كه سهم مردان دو برابر زنان باشد تقسيم ميشود. (براي مثال: آقاي "الف" داراي پدرِ پدر و مادرِ پدر و يك برادر و خواهر است. دراينجا تركه به شش قسمت تقسيم ميشود بهنحوي كه به پدربزرگ و برادر هر يك دو ششم و به خواهر و مادربزرگ هركدام يك ششم دادهميشود).
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ و مادربزرگ مادري او با برادر و خواهري كه با متوفا از يك مادرند وجود داشته باشند: دراينصورت تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگ و مادربزرگ پدري او با يك برادر يا يك خواهر كه با متوفا از يك پدر و مادرند يا از يك پدرند يا يك خواهر يا يك برادر كه با او از يك مادرند وجود داشته باشند: در اينصورت يك ششم تركه به برادر يا خواهري كه با متوفا از يك مادرند دادهميشود. پنج ششم باقيمانده بين ساير خويشاوندان به شش قسمت تقسيم ميشود و به هريك از پدربزرگ پدري و برادري كه با متوفا از يك پدر و مادرند يا يك پدرند دو سهم و به هريك از مادربزرگ پدري و خواهر كه با متوفا از يك پدر و مادرند يا از يك پدرند، يك سهم داده خواهد شد.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها پدربزرگها و مادربزرگهاي پدري و مادري او با برادر و خواهري كه با متوفا از يك پدر و مادرند با برادر و خواهري كه با او از يك مادرند وجود داشتهباشند: دراينصورت يكسوم تركه كه به پدربزرگ و مادربزرگ مادري متوفا و خواهر و برادري كه با متوفا از يك مادرند تعلق ميگيرد كه بينشان بهطور مساوي تقسيم ميشود و دو سوم بقيه به پدربزرگ و مادربزرگ پدري متوفا و برادر و خواهري كه با او از يك پدر و مادرند ميرسد كه سهم مردان دو برابر زنان است.
نكته: در تمام فرضهاي گفتهشده، چنانچه آقاي (الف) داراي همسر باشد، سهم همسرش از تركه يك چهارم است. حال اگر فرض كنيم متوفا زن بوده و شوهر داشته باشد، در اينصورت سهم شوهرش يك دوم از تركه خواهد بود.
وراث طبقه سوم:
در صورتي كه از بستگان طبقه اول و طبقه دوم ميت كسي وجود نداشته باشد، وراث طبقه سوم، در اثر فوت آقاي (الف) مالك تركه ميشود. اين بستگان عبارتند از: عمو، عمه، خاله، دايي و فرزندان آنان. (البته مقصود از عمو و عمه و.... هم عمو وعمه و.... متوفا و هم عمو و عمه و... پدربزرگ و مادربزرگ متوفاست و اين در صورتي است كه عمو و عمه و...... متوفا در زمان مرگ او زنده نباشند والاّ آنها مانع ارث بردند عمو و عمه و.... پدربزرگ و مادربزرگ متوفا هستند.)
همانطور كه در موارد قبل اشاره كرديم، در هر طبقه درجاتي داريم. بديننحو كه درجات نزديكتر به ميت مانع از ارث بردن درجات دورتر هستند و در صورت نبودن درجات نزديكتر، درجات دورتر جانشين آنها ميشوند. از اين رو در طبقات سوم نيز هرگاه هيچ يك از عمو و عمه و دايي و خاله متوفا موجود نباشند اولاد آنان به جانشيني آنها ارث ميبرند و سهم آنان همانند سهم والدينشان خواهدبود. فقط يك استثنا دراين طبقه وجود دارد و آن تقدم پسر عموي پدري و مادري بر عموي پدري است.
مثال: فرض كنيم آقاي (الف) فوت ميكند، در زمان فوت او:
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها يكي از عموها يا عمه يا دايي يا خاله او وجود داشتهباشد: در اينصورت آن شخص تمام تركه را ميبرد.
ـ اگر عموهاي پدري و مادر يا پدري يا مادري او وجود داشته باشند: دراين صورت تمام تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند نفر از عموها و عمههاي پدري و مادري او وجود داشتهباشند: در اينصورت سهم عموها دو برابر عمهها است.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند نفر از عموها و عمههاي مادري او وجود داشتهباشند: در اين صورت سهم عموها و عمهها مساوي است.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها يك عموها و عمه مادري او با عمو و عمه پدري و مادري با پدري متوفا وجود داشته باشند: در اين صورت يك ششم تركه كه به عمو يا عمه مادري ميرسد. پنج ششم بقيه به سايرين تعلق خواهد گرفت كه سهم عموها دو برابر عمههاست.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند عمو و عمه مادري او با عمو وعمه پدري و مادري او وجود داشتهباشند: در اين صورت يكسوم تركه به چند عمو و عمه مادري ميرسد به نحوي كه سهم هريك از آنها از تركه مساوي است. بقيه تركه نيز به سايرين تعلق خواهدگرفت به نحوي كه سهم عموها دو برابر سهم عمههاست.
توجه:
مقصود از عمو و عمه پدري يا مادري و... آن است كه خويشاوندي آنان با پدر ميت پدري يا مادري است.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند دايي يا چند خاله پدري و مادري يا پدري و يا مادري او وجود داشته باشند: در اين صورت تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند دايي پدري و مادري او با چند خاله پدري و مادرياش وجود داشتهباشند: در اينصورت تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند دايي پدري او با چند خاله پدرياش وجود داشتهباشند: در اينصورت تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند دايي مادري او با چند خاله مادرياش وجود داشتهباشند: دراينصورت تركه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها يك دايي يا يك خاله مادري او با دايي و خاله پدري و مادري يا پدرياش وجود داشته باشند: دراينصورت يك ششم تركه به دايي يا خاله مادري و بقيه بهطور مساوي به سايرين اختصاص مييابد.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها چند دايي و خاله مادري او با دايي و خاله پدري و مادري با پدرياش وجود داشتهباشند: دراينصورت يكسوم تركه سهم داييها و خالههاي مادري است كه بهطور مساوي بين آنها تقسيم ميشود و بقيه به سايرين ميرسد كه سهم آنها نيز مساوي است.
توجه:
دايي و خاله پدري: دايي و خاله متوفا كه خويشاوندي آنها با مادر ميت پدري است.
دايي و خاله مادري: دايي و خاله متوفا كه خويشاوندي آنها با مادر ميت مادري است.
دايي و خاله پدري يا مادري: دايي و خاله متوفا كه خويشاوندي آنها با مادر ميت با مادري است يا پدري.
دايي و خاله پدري و مادري: دايي و خاله متوفا كه خويشاوندي آنها با مادر ميت هم از جانب پدر است و هم مادر.
ـ اگر از ميان بستگان متوفا تنها يك يا چند نفر از عموها و عمههاي او با يك يا چند نفر از داييها و خالههاي او وجود داشته باشند: در اينصورت يكسوم تركه به داييها و خالهها و دوسوم به عموها و عمهها ميرسد. اما نحوه تقسيم بين هريك از آنان چنين است:
نحوه تقسيم يكسوم براي داييها و خالهها در فرض بالا:
1ـ اگر داييها و خالهها همه پدري و مادري يا همه پدري يا همه مادري باشند يكسوم تركه بين آنها بهطور مساوي تقسيم ميشود.
2ـ اگر يكي از آنها مادري و بقيه پدري و مادري يا پدري باشند: از تركه يكسوم به دايي يا خاله مادري و پنج ششم مابقي به داييها و خالههاي پدري و مادري يا پدري ميرسد كه بين خود به نحو مساوي تقسيم ميكنند.
3ـ اگر چند نفر از داييها و خالهها مادري باشند و بقيه پدري ومادري يا پدري: ثلث يكسوم از تركه به داييها و خالههاي مادري و دوسوم بقيه (از يكسوم كل تركه) به خالهها و داييهاي پدري ميرسد كه به نحو مساوي بين همه آنها تقسيم ميشود.
نحوه تقسيم دو سوم براي عموها و عمهها:
1ـ اگر عموها و عمهها همه پدري و مادر يا همه پدري باشند: سهم عموها دو برابر عمهها است.
2ـ اگر يكي از عموها يا عمهها مادري و بقيه پدري و مادري يا پدري باشند: يك ششم دو سوم از تركه به عمو يا عمه مادري داده ميشود و پنج ششم بقيه (از دو سوم تركه) بين سايرين تقسيم ميشود كه سهم عموها دو برابر عمههاست.
3ـ در صورتي كه چند نفر عمو يا عمه مادري باشند و بقيه عمو و عمه پدري و مادري يا پدري: ثلثِ دو سوم به عمو يا عمههاي مادري ميرسد كه به نحو مساوي بين خود تقسيم ميكنند و بقيه به عموها و عمههاي پدري و مادري يا پدري ميرسد كه سهم عموها دو برابر عمههاست.
نكته:
_ در تمام فرضهاي عنوان شده، اگر آقاي(الف) همسرداشته باشد، سهم همسر او از تركه يك چهارم است و اگر متوفا زن باشد و شوهر داشته باشد، سهم شوهرش از تركه يك دوم است.
ـ در ازدواج موقت، زوجين از يگديگر ارث نميبرند.
ـ اگر شوهر، زن خود را طلاق رجعي دهد (طلاقي كه شوهر در يك دوره خاص يعني عده حق برگشت و مراجعه به شوهرش دارد) و هريك از زن و شوهر قبل از پايان آن دوره خاص (عده) بميرد، ديگري از او ارث ميبرد.
ـ اگر شوهر در حال بيماري زن خود را طلاق دهد و در ظرف يكسال از تاريخ طلاق به همان بيماري بميرد، همسرش از او ارث ميبرد. (البته اگر طلاق رجعي نباشد زن در اين فرض هنگامي ارث ميبرد كه شوهر نكرده باشد).
توجه:
گاهي اوقات حالتي پيش ميآيد كه سهم وراث بيش از كل تركه ميشود و تركه دچار نقصان ميشود و يا برعكس از تركه زياد ميآيد.
مثال: فرض كنيم زني فوت ميكند و چند عمو و عمه و چند دايي و خاله و شوهرش ورثه او هستند. سهم داييها و خالهها يكسوم و سهم شوهر يك دوم كه جمعاً ميشود پنج ششم. بنابراين، يك ششم باقيمانده به چند عمو و عمه ميرسد. در اينجا اين كمي ارث بر خويشاوندان پدري وارد ميشود زيرا در حالتي كه زن متوفا شوهر نداشته باشد، سهم عموها و عمهها دو سوم خواهد بود اما چون شوهر شريك ورثه شده، سهم خويشاوندان پدري كم ميشود.
اين قضيه در مورد وراث طبقه دوم نيز صادق است. براي مثال: اگر زني فوت كند و ورثهاش اجداد و برادر و خواهر پدري و مادري با برادر و خواهر مادري باشند، دو سوم از تركه متعلق به خويشاوندان پدري و يكسوم از تركه از آن خويشاوندان مادري خواهد بود. حال اگر اين زن داراي شوهر هم باشد يك دوم از تركه را خواهد برد كه ميشود يكسوم بهعلاوه يك دوم كه حاصل از كل تركه بيشتراست. در اينجا از سهم خويشاوندان پدري كم ميشود؛ يعني يكدوم به شوهر و يكسوم به خويشاوندان مادري و بقيه كه عبارت از يك ششم است، به خويشاوندان پدري داده ميشود.
در طبقه اول نيز اين نقض بر دختران وارد ميشود. براي مثال: سهم ارث پدر و مادر يك ششم، دختر يك دوم و شوهر يك چهارم است كه در جمع ميشود بيست و شش، بيست و چهارم كه در نتيجه، دو بيست و چهارم كم ميآيد. در اينجا نقص بر دختر وارد ميشود؛ يعني به جاي آنكه دوازده بيست و چهارم به دختر داده شود (يعني 50%) ده بيست و چهارم به او تعلق خواهدگرفت.
مسئله ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين كه اگر شخصي چند زوجه داشته باشد، حسب مورد به هريك از آنها يك چهارم يا يك هشتم تعلق خواهد گرفت كه ميبايست بين خودشان بهطور مساوي تقسيم ميكنند. بدهيهاي ميت به بازماندگان(ورثه) منتقل نميشود.